انتشارات > همشهری - محمد ملاحسینی:
روزنامه همشهری در روز 24 آذر سال 1371 همزمان با ولادت حضرت زهرا(س) پا به عرصه مطبوعات گذاشت.
این روزنامه با اتکاء به نوآوریهای همهجانبه - فرم و محتوا - نقطه عطفی در روزنامهنگاری حرفهای ایران شد و با درایت مدیران لایق پس از چند سال تبدیل به یک نهاد مطبوعاتی عظیم و چندرسانهای شد که بسیاری از مقولات و رویکردهای نو را یا برای نخستینبار در مطبوعات ایران مطرح کرد و یا به تعمیق آن یاری رساند.
توجه به فرهنگ شهرنشینی، مسائل جوانان، مشکلات محلات شهر، محیط زیست، ترافیک، آداب شهروندی، مدیریت شهری، شهر سالم، اوقاتفراغت و ... از جمله موضوعاتی است که از ابتدا، همشهری سرلوحه فعالیت خود قرارداده است.
مؤسسه همشهری، فعالیت خود را با انتشار روزنامه همشهری آغاز کرد، اما اکنون تبدیل به یک خانواده چندرسانهای شده است:
- روزنامه همشهری
- مرکز توسعه ارتباطات و آگهیها
- راهنمای همشهری / نیازمندیهای تهران / نیازمندیهای سراسری کشور / شرق استان تهران / غرب استان تهران / پایگاه اینترنتی راهنما
- ضمائم / دوچرخه / کتاب همشهری / ویژه نامهها / مسافر / شهرروز
- همشهری آنلاین
- گروه مجلات همشهری: ماه / دیپلماتیک / سال / جوان / خردنامه / 24 / پایداری / ماه / داستان / دانستنیها / سرزمین من / تماشاگر / سرنخ / آیه / صفر و یک / الف
- همشهری محله / همشهری جمعه / همشهری تاکسی
- همشهری استانها
- همشهری بینالملل / روزنامه امارات / نشریه کویت / پایگاه اطلاع رسانی الجوار
- مرکز اطلاعرسانی الکترونیک همشهری / سامانه پیامک(SMS) / نمایشگرهای شهری
- آژانس عکس
- باشگاه خبرنگاران
- باشگاه خوانندگان
- انتشارات
- مرکز پژوهش
- مرکز آموزش
- کتاب سال
- شرکتهای اقماری همشهری / شرکت پیام همشهری / شرکت توسعه رسانه همشهری / شرکت توسعه چاپ همشهری / شرکت توسعه خدمات و بازرگانی همشهری
تاریخچه روزنامه همشهری
روزنامه همشهری که ابتدا به صاحب امتیازی شهرداری تهران منتشر میشد هم اکنون توسط مؤسسه همشهری منتشر میگردد.[۱] روزنامه همشهری از شمارههای آغازین توانست با جذب آگهی به خود کفایی برسد.
روزنامه همشهری از بهمن ۱۳۸۶ به مدت ۶ ماه صفحاتی را نیر تحت عنوان «همشهری عصر» منتشر میکرد. همشهری عصر پس از انتشار خبری حاکی از اختلاف میان تیم اقتصادی محمود احمدی نژاد پیرامون طرح تحول اقتصادی دولت، توقیف گردید.[۲] همشهری کتابی رایگان نیز هر هفته در روزهای پنجشنبه ضمیمه روزنامه خود کردهاست.
مدیریت همشهری از خرداد ۱۳۸۷ کناره گیری کرد و حسین انتظامی جای خود را به علیاصغر محکی داد. انتظامی به اتهام نقض قانون حقوق مولفان به جزای نقدی محکوم گردید.[۳] محکی نیز از سمت مدیر عاملی همشهری برکنار و اکنون برای اولین بار پس از تاسیس، روزنامه توسط دو مدیر در سمتهای مدیر عامل و مدیر مسئول اداره میشود.
- در دیماه ۱۳۸۷ این روزنامه به دلیل درج گفتگویی با داریوش اقبالی، خواننده مقیم آمریکا، که در مورد ترک اعتیاد انجام گرفته بود، از سوی اداره کل مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تذکر گرفت. پیش از صدور تذکر، خبر توقیف موقت این روزنامه مورد تکذیب قرار گرفته بود[۵][۶]. در متن این گفتگو بهجای نام داریوش اقبالی، از نام محمود اقبالی استفاده شده بود[۷].
توقیف
روزنامه همشهری با چاپ آگهی تبلیغاتی در تاریخ اول آذر ۱۳۸۸ که عکسی از مشرقالاذکار نیلوفر آبی معبدی بهائی در دهلی نو هندوستان همراه بود توقیف موقت شد. این تصویر یک چهارم صفحه اول همشهری را به خود اختصاص داده بود. با رایزنیهای انجام گرفته روزنامه همشهری که با اعلام هیات نظارت بر مطبوعات از ۲ آذر به مدت یک هفته توقیف شده بود، بعد از یک روز انتشار را بازیافت.[۸] عباس سلیمی نمین معتقد است با توجه به اینکه همین آگهی در گذشته در روزنامههای ایران و خورشید (روزنامههای طرفدار دولت احمدینژاد) چاپ شدهبودند، توقیف همشهری را به خاطر شائبههای سیاسی دانسته از آن ابراز تاسف کرده بود.[۹] در پی چاپ سهوی تصویر معبد لوتوس هندوستان در متن یک آگهی مربوط به گردشگری در شماره یکشنبه روزنامه همشهری، هیات نظارت بر مطبوعات دوشنبه تشکیل جلسه داد و بنا بر اطلاعیه اولیه، دبیرخانه این هیات به این روزنامه تذکر کتبی داده و پرونده این تخلف را نیز برای رسیدگی به دادگاه ارسال کرده بود. همشهری نیز در شماره دوشنبه خود از این اشتباه عذرخواهی کرده بود. ولی از چاپ این شماره در چاپخانه جلوگیری به عمل آمده بود. در عین حال محمدعلی رامین معاون وزیر ارشاد و دبیر هیات نظارت بر مطبوعات در همان روز از استمرار توقیف روزنامه همشهری و کلیه ضمائم آن تا زمان تشکیل دادگاه خبر داده بود. که این توقیف با تلاش مهدی ذاکری مدیرعامل همشهری در ۳ آذر
پایان یافت.[۱۰]
نخستین پرسش این است كه چه دانش جدیدی (اطلاعات یا شناختی) از متن «جامعه شناسی خنده» به دست می آوریم؟
۱- خنده پدیده ای است اجتماعی، نه روان شناختی، كه درواقع در شبكه و متن اجتماعی اش معنا پیدا می كند. ۲- خندیدن و عدم خندیدن باید توسط دیگران پذیرفته شود. ۳- زمان و مكان خنده افراد مطابق با ارزش ها و هنجارهای آنها متفاوت است. ۴- اجتماعی شدن افراد محیط ها و زمان های خنده را برای فرد مشخص می كند. به نظر می رسد بتوان یافته های قسمت اول از بخش نخست مقاله را حاوی نكات فوق دانست. اما با توجه به مبنای نظری بحث كه احتمالاً نویسنده خود را به آن متعهد می داند، بهتر است قبل از آغاز، به این مطلب بپردازیم كه اتنومتدولوژی یعنی چه؟
به نقل از نویسنده و به قول ریتزر موضوع بررسی اتنومتدولوژی «شیوه ها و راه و روش هایی است كه مردم هر روز در زندگی روزمره آنها را به كار می برند.» در تأیید این تعریف موجز و به منظور روشن شدن موضوع و اجتناب از تسری نظریه اتنومتدولوژی به جنبه ای عام، می توان گفت كه درواقع از دیدگاه اتنومتدولوژیك «ما همگی جهان اجتماعی را موضوع بررسی خود قرار می دهیم، اما برخی از ما دانش روزانه را به عنوان یك منبع ضمنی برای ایجاد یافته ها به كار می بریم. در این مورد، ما جامعه شناسان سازنده ایم (یعنی شعور را از طریق روش های كشف نشده می سازیم)» (۱) .با توجه به این تعاریف به نظر می رسد كه هر چند موضوع یا واقعیت بر ساخته شده اجتماعی (به معنای پدیدارشناختی آن) برای تك تك افراد جامعه و جامعه شناسان، همسان است اما نحوه پرداختن به این موضوع امری است كاملاً متفاوت، كه جدای از مناقشات اتنومتدولوژیست ها می توان ویژگی های مشتركی برای آن برشمرد. به عبارت دیگر همان طور كه ریتزر به نقل از زیمرمن و وایدر و به قصد تمیزدادن مابین مشاهده به معنای عام و مشاهده اتنومتدولوژیك می گوید، یك اتنومتدولوژیست «به تهیه تبیین های علمی در مورد كنش های مشاهده پذیر، با قاعده و الگودار و تكرار شونده از طریق نوعی تحلیل دیدگاه كنشگر علاقه ای ندارد. [بلكه] او به این قضیه علاقه مند است كه اعضای جامعه چگونه كار نگریستن، توصیف كردن و تبیین نمودن نظم را در جهانی كه در آن زندگی می كنند انجام می دهند» (۲). به عبارت دیگر اتنومتدولوژیست ها معتقدند كه «نظم اجتماعی برای اتنومتدولوژی [روش شناسی مردم نگار] یك واقعیت فی نفسه نیست بلكه دستاورد كنشگران اجتماعی است.» (۳) و این امر به آن معنی است كه نظم اجتماعی برساخته شده توسط كنشگران، با روش های اتنومتدولوژی دوباره احیاء می شود تا به لایه هایی ناپیدا از پدیده های اجتماعی كه بر همگان آشكار نیست پرداخته شود و به تعبیر زیمرمن و پولز (۱۹۷۱)، «ما دیگر به واقعیت های اجتماعی علاقه ای نداریم، بلكه می خواهیم خصلت بالفعل فراگردهای اجتماعی را بازشناسیم» (۴)، تا بتوانیم رابطه ای بازاندیشانه میان روش های توضیح حرفه ای و عادی میان توضیحات جهان اجتماعی را بررسی كنیم. به عبارت ساده تر هر چند كه موضوع بررسی اتنومتدولوژی سهل و در دسترس به نظر می رسد اما فرآیند پژوهش اتنومتدولوژیك امری ممتنع است. یعنی برخلاف موضوع و حتی بیان سهل فرآیند تحقیق اتنومتدولوژی، این نظریه یا روش بخصوص جامعه شناختی مراحل صعب و پیچیده ای دارد كه آن را از بسیاری پژوهش های كمی و كیفی دیگر متمایز می سازد. به عنوان مثال یكی از صورت بندی های ویژگی های پژوهش را كه توسط دینگوال مطرح شده و سیلورمن آن را نقل كرده، به صورت تیتروار بیان می كنم:
۱- تحقق سامان اجتماعی (یعنی اتنومتدولوژیست كارش را با آن پرسش آغاز می كند چگونه مشاركت كنندگان در یك رخداد، خصلت آن را پیدا می كنند یا نمی كنند و آن را به صورت یك فعالیت مشترك حفظ می كنند).
۲- مشخص كردن الگوی كنشگران
۳- مسكوت گذاشتن موضع اخلاقی و كشف عقلانیت موقعیتی رویدادها
۴- ایجاد غریبگی انسان شناختی كه مشاهده گر را گاه در مقام یك عضو مورد بررسی قرار داده و گاه او را در جایگاه حاشیه ای دور از تفاهم های روزانه قرار می دهد.
۵- توصیف «ذخیره دانش» كه در آن ذخایر دانش محلی توصیف شده و رابطه آن با آنچه ممكن است رویه های تفسیری جهانی از كار درآید، مشخص می گردد.
با توجه به توضیحات اخیر پیرامون موضوع بحث، سؤال اساسی راجع به چهار مورد استخراج شده از ابتدای مقاله جامعه شناسی خنده این است كه بیانات مذكور از كدام مقوله اند؟
به نظر می رسد كه گزاره اول و دوم، صرفاً بیانی عام است كه از عقل سلیم پژوهشگر برخاسته، كه البته می تواند احتمالاً با عقل سلیم دیگران همپوشانی هایی داشته باشد. هر چند در توضیح آن بیان نشده كه از دستاوردهای كدام پژوهش است، اما به لحاظ محتوایی در حیطه اتنومتدولوژی قابل پیگیری است.در مقابل، دو گزاره بعدی كه یكی، افراد را تابع ارزشها و هنجارها دانسته و دیگری یادگیری پدیده خنده را محصول اجتماعی شدن می دانست، بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آن، معلوم نیست كه بر اساس كدام مبنای روشی بیان شده است. به عبارت دیگر به نظر می رسد كه مفاهیم هنجار، ارزش و اجتماعی شدن هر چند ممكن است برای توصیف موضوع به كار آید، اما به لحاظ روش شناختی، مگر با تدابیر خاص نظری، قابل جمع شدن با اتنومتدولوژی نیستند. البته منظور این نیست كه واژه های مذكور هیچ مناسبتی با نظریه ماخوذه ندارند، بلكه ادعای نگارنده متن حاضر این است كه به صورت طرح شده در متن جامعه شناسی خنده، درواقع چیزی نیست جز پركننده خلاءهای توصیفی- تحلیلی متن. یعنی نویسنده خود را ملزم به پیگیری طرح آغازین خود نكرده است.در گام بعدی، نویسنده مقاله جامعه شناسی خنده، به بررسی خنده «در جامعه ما» پرداخته است، وی با اتخاذ این موضع، خود را در مقام یك پژوهشگر قرار داده و فرض نخست مخاطبان مبنی بر ژورنالیستی بودن و معرفی صرف موضوعات علمی را باطل كرده است. بنابراین از این پس انتظار می رود كه وی كلیه روش های اتنومتدولوژی را به كار بسته و نتایج حاصله، گزارشی از دستاورد پژوهشی وی باشد كه در حد نیم صفحه یك روزنامه است.
منبع:روزنامه همشهری
